سنجش و بررسی کیفیت دغدغه همه سازمانها است ولی در سازمانهای آموزشی این چالش بدلیل ماهیت انتزاعی و ذینفعمدار بودن کیفیت نمود خیلی بیشتری دارد. در این میان مراکز و موسسات یادگیری الکترونیکی بدلیل نوپا بودن و تغییر پارادایم یادگیری از دشواری مضاعفی در برخورد با کیفیت روبرو هستند. در این راستا روحاله مهدیون پایان نامهای با عنوان «الگوی تضمین کیفیت دورههای یادگیری الکترونیکی در دانشگاههای تهران» جهت اخذ دکتری مدیریت آموزشی با راهنمایی دکتر محمد قهرمانی و مشاوره دکتر مقصود فراستخواه و دکتر محمود ابوالقاسمی، در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی به انجام رسانیده، و در دیماه 1391 دفاع نموده است که خلاصهای از آن را به حضور میرسانیم.
اهداف پژوهش
هدف از این مطالعۀ آمیخته کاوش، توصیف و تشریح فرایند تضمین کیفیت در مراکز یادگیری الکترونیکی، برای بهبود کیفیت دورهها است. بدین منظور در مرحلۀ نخست پژوهش- مرحلۀ کیفی- شرایط علّی، راهبردها، زمینه (بستر)، عوامل محیطی و پیامدهای تضمین کیفیت از دیدگاه مطلعین کلیدی مورد کاوش قرار گرفت. هدف از مرحلۀ کمی بررسی یافتههای حاصل از مرحله کیفی، تدوین مدل کمی فرايند تضمین کیفیت دورههای یادگیری الکترونیکی و جمع آوري اطلاعات از طريق پرسشنامه به منظور تعمیم یافتههای بخش کیفی به جامعۀ وسیعتر بود.
روش تحقیق
در این تحقیق از رویکرد تحقیق آمیخته اکتشافی متوالی، ابتدا رویکرد کیفی نظریه برخاسته از دادهها و سپس رویکرد کمی تحقیق زمینهیابی از نوع همبستگی، سود جسته شده است. در بخش کیفی با 16 نفر از مطلعین کلیدی، مصاحبه عمیق انجام گرفت. براي گردآوري دادهاي مورد نياز در خصوص ارزيابي تعمیم پذیری مدل کيفي پژوهش، پرسشنامهاي تدوين شد. در تدوين اين پرسشنامه جهت حفظ روح زنده حاکم بر پژوهش تلاش شد از نکات، تعابير و اصطلاحات برآمده از نقل و قولهاي مشارکت کنندگان در پژوهش استفاده شود.
یافتهها
در کد گذاری باز 173 مفهوم کلیدی دست یافته شد که در مرحله کدگذاری محوری 36 مقوله فرعی در قالب 15 مقوله اصلی جای گرفت: 1- طراحی، اجرا و ارزشیابی فعالیتهای یاددهی و یادگیری (نگاه پداگوژیکی؛ محتوا آفرینی؛ تعاملات یادگیری ؛ طراحی میانجی؛ ارزشیابی یادگیری)؛ 2- کنشگران انسانی (بایستگی؛ انگیزه؛ و ارتباطات کنشگران انسانی)؛ 3- مدیریت (پشتیبانی سازمانی؛ مدیریت و رهبری)؛ 4- راهبرد سطح خرد یا سطح دانشگاه (تدوین شاخصها و معیارها، طراحی الگوی ارتقاء کیفیت، بهرهگیری از رویکردهای تضمین کیفیت، داشتن رویکرد سیستمی)؛ 5- راهبرد سطح میانی یا انجمنهای تخصصی (استانداردسازی و اعتبارسنجی)؛ 6- راهبرد سطح کلان آموزشعالی (تاسیس نهاد تضمین کیفیت)؛ 7- بافتار عمومی (فرهنگ یادگیری، اراده کنشگران سازمانی، بستر و محیط آموزش، زیرساخت فناوری)؛ 8- بافتار تخصصی (مدل و ویژگیهای خاص سیستم یادگیری الکترونیکی)؛ 9- عوامل آموزش عالی (ساختار و سیاستهای آموزش عالی)؛ 10- عوامل فکری و فرهنگی (فرهنگ ملی، فرهنگ فناورانه؛ مفهوم و پارادایم کیفیت)؛ 11- عوامل محیط کلان (پتانسیلها و چالشهای محیطی، عوامل سیاسی؛ اقتصادی؛ قانونی و اخلاقی)؛ 12- پیامدهای فردی؛ 13- پیامدهای سازمانی (کارایی و اثربخشی؛ بهبود فرآیندکاری) ؛ 14- پیامدهای فراسازمانی (تسهیل بینالمللی شدن آموزش عالی؛ پاسخگویی به جامعه)؛ 15- کیفیت یادگیری (یادگیری عمیق و اثربخش).
کار اصلی در پژوهش حاضر کشف پدیده اصلی بود که این مهم در مرحله کدگذاری انتخابی اتفاق افتاد و متعاقب آن روابط برقرار گردید. مدل پارادایمی حاکی از آن است که پدیده اصلی کیفیت یادگیری تحت تاثیر عواملی از قبیل فرآیند یاددهی- یادگیری، ویژگیهای کنشگران انسانی و عوامل مدیریتی ایجاد شده و همزمان از بافتارهای عمومی و تخصصی تاثیر میپذیرد و بدون وجود و کارکرد درست آنها وجود یادگیری باکیفیت ممکن نمی نماید. در این میان استراتژیهایی از دیدگاه مطلعین کلیدی و با عنایت به تجربیات و ادراک آنان از وضعیت یادگیری الکترونیکی در ایران بدست آمد که توسعه و استقرار راهبردهایی در سطح دانشگاه، انجمنهای تخصصی و سطح وزارت علوم است. این راهبردها در ارتقای کیفیت یادگیری الکترونیکی دارای نقش شایان توجهی هستند. ولی جهت استقرار و پیاده سازی این راهبردها نباید از نقش عوامل محیطی از قبیل ساختار و سیاست های آموزش عالی، عوامل فکری، فرهنگی و پارادایمی و عوامل محیط کلان اجتماعی، سیاسی و اقتصادی غافل شد. در نهایت با وجود این کنشها و واکنشها و با دستیابی به یادگیری با کیفیت در مراکز و موسسات الکترونیکی باید منتظر پیامدهایی در سطح دانشجویان، موسسات و دانشگاهها و سطح اجتماعی، باشیم
پس از دستیابی به اين روايت، ميبايست به اين سوال پاسخ داده میشد که آيا يافتههاي کيفي را ميتوان به دانشگاهها و موسسات قلمرو پژوهش تعميم داد؟ پاسخ به این سوال انجام مرحله دوّم پژوهش و يا مرحله کمّي را ميطلبيد. يافتههاي کمّي نشان داد که متغییر فرآیند یاددهی – یادگیری با شدت قوی و بصورت مثبت معنادار برکیفیت یادگیری موثر است اما در این میان متغییرهای ویژگیهای کنشگران انسانی، و عوامل مدیریت بصورت مستقیم بر کیفیت یادگیری موثر نبودند اما پیامدها را بصورت مثبت و معناداری تحت تاثیر قرار میدادند. از میان عوامل زمینهای بافتار عمومی بصورت مثبت و معناداری بر کیفیت یادگیری تاثیر داشت اما رابطه معناداری در خصوص بافتار تخصصی و کیفیت یادگیری وجود نداشت. همچنین هیچ یک از راهبردها بر کیفیت یادگیری بصورت کمی تاثیرگذار نبودند اما شکل گیری راهبردها با عوامل محیطی مورد تاثیر قرار میگیرد و از سوی دیگر راهبردها بدون واسطه بر پیامدها تاثیرگذارند. از سویی دیگر کیفیت یادگیری بصورت مثبت، معنادار و قوی بر ایجاد پیامدهای فردی، سازمانی و فراسازمانی موثر است. در نهایت صحت و درستی یافتههای کیفی و کمی پژوهش به محک ادبیات پژوهش گذارده شد.